auto
خودرو، ماشین سواری، خودکار
تلفظ:
رتبهی کاربرد:
۳۴۱۸معنی و تعریف
۱.
اسم
تعریف:
یک وسیله نقلیه موتوری با چهار چرخ که معمولاً توسط موتور احتراق داخلی به حرکت در میآید
a motor vehicle with four wheels; usually propelled by an internal combustion engine
مترادفها:
مثالها:
- I bought a new auto last week.
- The auto industry is rapidly evolving.