drawback
اشکال، مانع، زیان، عیب، ایراد، کاستی، بازپرداخت، پسپرداخت، برگشت، تأدیه، استرداد حقوق گمرکی، برگشت حقوق گمرکی، ضرر
تلفظ:
معنی و تعریف
۱.
اسم
تعریف:
کیفیت مانع بودن یا ایجاد مشکل
the quality of being a hindrance
مثالها:
- One major drawback of living in a big city is the high cost of housing.
- The new software has a drawback: it requires a lot of memory to run smoothly.