footed
پایی، پا، قدم، پاچه، دامنه، هجای شعری، پازدن، پادار، دارای پا
تلفظ:
معنی و تعریف
۱.
صفت
تعریف:
دارای پا؛ دارای پاهای مشخص
having feet
مثالها:
- The footed vase stood firmly on the shelf.
- A footed bathtub adds a classic touch to the bathroom.