portend

نشانهٔ چیزی بودن، پیشگویی کردن، پیش بینی کردن، حاکی بودن، خبردادن از، از پیش خبر دادن

تلفظ:

American
British

اشکال مختلف:

گذشته: portended
صفت مفعولی: portended
صفت فاعلی: portending
سوم شخص مفرد: portends

معنی و تعریف

۱.
فعل

تعریف:

نشان دادن یا پیش‌بینی کردن چیزی، معمولاً با یک نشانه یا فال

indicate, as with a sign or an omen

مثال‌ها:

  • The dark clouds portend a coming storm.
  • His sudden silence portends bad news.