tiny
کوچک، ریز، بسیار کوچک، ریزه، کوچولو، خرد، ناچیز، ریز ریز
تلفظ:
رتبهی کاربرد:
۱۵۷۸معنی و تعریف
۱.
صفت
تعریف:
بسیار کوچک
very small
مترادفها:
مثالها:
- The tiny kitten fit in the palm of her hand.
- He noticed a tiny crack in the vase.