معنی فعلی:
پرندهای کوچک شبیه فنچ از اندونزی که در مزارع برنج دیده میشود
ترجمه: گنجشک برنج
لطفا توضیح بده چه چیزی نیاز به اصلاح دارد. میتوانی ترجمهی پیشنهادی، تعریف بهتر یا نکات دیگر را بنویسی.
۰ واژه انتخاب شده است.
بهصورت پیشفرض، این واژهها فقط از این لیست حذف میشوند و در فلشکارتها و لیستهای دیگر تو باقی میمانند.
این واژهها از فلشکارتهای تو و تمام لیستها حذف میشوند.