proofread
غلط گیری کردن، نمونه خوانی کردن، تصحیح کردن، وارسی و تصحیح کردن
تلفظ:
اشکال مختلف:
گذشته:
proofread
صفت مفعولی:
proofread
صفت فاعلی:
proofreading
سوم شخص مفرد:
proofreads
معنی و تعریف
۱.
فعل
تعریف:
خواندن برای یافتن اشتباهات
read for errors
مترادفها:
مثالها:
- She proofread the entire manuscript before submission.
- I need to proofread my essay for spelling mistakes.