while
در حالی که، هنگامی که، در صورتی که، حال آن که، مادامی که، در حین، تا موقعی که، ضمن، زمانی، گذراندن، سپری کردن
تلفظ:
رتبهی کاربرد:
۱۱۷۴اشکال مختلف:
گذشته:
whiled
صفت مفعولی:
whiled
صفت فاعلی:
whiling
سوم شخص مفرد:
whiles
معنی و تعریف
۱.
اسم
تعریف:
مدت زمانی نامشخص (معمولاً کوتاه) که با یک عمل یا شرایط مشخص میشود
a period of indeterminate length (usually short) marked by some action or condition
مثالها:
- I sat in the garden for a while, enjoying the fresh air.
- She paused for a while before answering the difficult question.